آخرین کسی نباشید که کمک می کند
پنجشنبه 18 مهر 1398 ساعت 09:19 | نوشته ‌شده به دست محمد فرجی | ( نظرات )

این زندگی،جهان چرخیدن‌هاست



زن جوانی با لاستیک پنچر شده ماشینش کنار جاده ایستاده بود تا کمک بگیرد. هوا سرد و زمستانی بود و برف روی جاده پهن شده بود و درختان از سنگینی آن قامت خم کرده بودند.چهل و پنج دقیقه باد در گوش زن زوزه می کشید و سرما استخوان هایش را می سوزاند و هنوز چشم انتظار کمک رانندگانی بود که یکی پس از دیگری ار کنارش عبور می کردند و انگار او را نمی دیدند.

شال و کلاهش را سفت تر کرد و دست هایش را در جیبش بیشتر فرو کرد.

سرانجام یک ماشین قدیمی ترمز کرد و ایستاد. مرد جوانی از آن پیاده شد و طرف زن رفت. زن جوان ابتدا کمی ترسید ولی بر خود مسلط شد و به مرد سلام کرد و مشکلش را گفت و مرد از زن خواست به ماشینش برود تا از سرما در امان بماند و بنشیند تا کار پنچر گیری تمام شود.زن جوان در ماشین نشسته بود که مرد با دست به شیشه زد و اشاره کرد که کار لاستیک تمام است و درست شد.

زن پولی چند برابر مزدش را آماده کرد تا به او بدهد. از ماشین پیاده شد و بعد از این که تشکر کرد پول را به طرفش گرفت.مرد جوان، با ادب، پول را پس زد و گفت که این کار را برای رضای خدا انجام داده است و گفت: ((در عوض سعی کنید آخرین کسی نباشید که کمک می کند.))

از یک دیگر خداحافظی کردند و راه افتادند. زن به شدت گرسنه شده بود و به طرف اولین رستوران حرکت کرد. از فهرست غدا یکی را انتخاب کرد. زن جوانی که ماه های آخر بارداری خود را سپری میکرد با لباس گارسونی برای گرفتن سفارش به طرفش آمد و پرسید چه میل دارد.زن، غذایی 80 دلاری سفارش داد و پس از این که غذا را خورد یک اسکناس صد دلاری به او داد.زن جوان رفت بقیه پول زن را پس بدهد که دید او رفته است و یادداشتی گذاشته است. در یادداشت نوشته‌شده بود که آن 20دلار به‌علاوه 400 دلار زیر دستمال‌کاغذی برای وی گذاشته‌شده است تا برای زایمان دچار مشکل نشود.

در آخر یادداشت نوشته‌شده بود : " سعی کن آخرین نفری نباشید که کمک می‌کند."

شب که شوهر زن جوان به خانه آمد بسیار محزون بود و گفت نگران هزینه زایمان هستم و هنوز نتوانسته‌ام پولی به دست بیاورم.زن جوان ماجرای آن روز را برایش تعریف کرد: درباره زنی با پالتوی کرم روشن که مبلغ کافی برای او گذاشته بود و نامه را هم نشان داد.قطره‌ای اشک از گوشه چشم مرد فروریخت و برای همسرش تعریف کرد که صبح برای همین زن در جاده برای رضای خداوند کمک کرده است.

 

درباره قانون عمل و عکس‌العمل یک بیت شعر از مولوی است که می‌گوید:

از مکافات عمل غافل مشو/گندم از گندم بروید جو ز جو

و یا در شعر دیگری می‌گوید:

این جهان کوه است و فعل ما ندا/سوی ما آید نداها از صدا

در این بیت‌ها مولوی مستقیم به برگشت اعمال ما به خودمان صحبت می‌کند و درواقع عمل ما همان پژواک صدایی است که در کوه به گوش خود ما برمی‌گردد و آن را انکار نمی‌توان کرد.

فردوسی هم زیبا می‌گوید که:

و گر قدر یک‌ذره کردست شر/جزایش در آن روز بیند بشر

چو بد کردی مباش ایمن ز آفات/ که واجب شد طبیعت را مکافات

جز از بد نباشد مکافات بد/چنین از ره داد دادن سزد

در سوره زلزال خداوند می‌فرماید:

فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره: پس هرکس به‌اندازه سنگینی ذره‌ای کار خیر انجام داده آن را می‌بیند.(7)

و من یعمل مثقال ذرة شر: و هرکس به‌اندازه ذره‌ای کار بد کرده آن را می‌بیند.(8)

آقای مهندس در سی دی کاشت زیبا می‌گوید که اعمال و اندیشه ما همانند بذری است که می‌کاریم و زمانی که موقع آن بشود آن بذر سبز می‌شود و سر از خاک درمی‌آورد. فرق نمی‌کند عمل ما در جهت ارزش‌ها باشد یا ضد ارزش‌ها.

من اگر اندکی این قانون را باور کنم تأثیر باورنکردنی آن را در اعمالم مشاهده خواهم کرد. من اگر بدانم عمل ناپسند من نتیجه آن به خودم به شکل‌های مختلف بازمی‌گردد بیشتر در انجام آن تفکر می‌کنم و یا اگر بدانم اعمال خوبی که انجام داده‌ام نادیده نمی‌ماند و هستی پاسخم را با نیکی می‌دهد، انگیزه من در انجام تکرار آن اعمال بیشتر می‌شود.


نگارنده: مسافر محمد لژیون هشتم

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: داستان و حکایت،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر مهدی لژیون سوم جمعه 19 مهر 1398 19:17
بخشش یک کار ارزشی است که نتایج خیلی خوبی برای انسان در بر خواهد داشت
ممنون محمد جان عالی و آموزنده بود
هم سفر حمیده لژیون 11 پنجشنبه 18 مهر 1398 14:09
ممنون از مطلب خوبی که تهیه کردید، این مطالب زیبا سراسر درس و تلنگر هستند. سپاس و خدا قوت
همسفر فاطمه پنجشنبه 18 مهر 1398 11:33
عالی بود ممنون از برداشت شما خدا قوت به اعضای سایت
مسافرمصطفی لژیون دوم پنجشنبه 18 مهر 1398 11:20
محمدجان بسیارعالی و آموزنده بود,خداقوت
وهاب ل.یکم،کاسپین(قزوین) پنجشنبه 18 مهر 1398 10:55
محمد جان بسیار زیبا وپر از مفهوم بود، و یک بار دیگر به ما ثابت شد که هستی طبق قانون عمل و عکسلعمل در گردش است و ما هر عملی انجام بدهیم چه خیر و چه شر بازتابش برای خودما است
مسافر جواد نمایندگی کاسپین پنجشنبه 18 مهر 1398 10:37
محمد جان عالی بود
مسافر جواد نمایندگی کاسپین پنجشنبه 18 مهر 1398 10:36
خیلی زیبا بود به راستی که دنیا مزرعه اخرت است را میتوان در این داستان درک کرد . اخرت به معنی نتیجه است و هر کاری که ما انجام دهیم نتیجه ای در بر خواهد داشت و هیچ چیز در هستی از بین نمیرود و نتیجه اعمال ما به سوی ما باز میگردد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: