مصاحبه با مرزبان محترم شعبه کاسپین
دوشنبه 15 مهر 1398 ساعت 22:43 | نوشته ‌شده به دست مسافر وهاب | ( نظرات )
ما اعضای کنگره 60 آموخته‌ایم در تمام امور با مرزبانان، اسیستانت و ایجنت نمایندگی خود جهت بالا بردن سطح علمی و موفقیت در امر درمان، به گفته‌های آن‌ها توجه کنیم و از آن‌ها حرف‌شنوی کامل داشته باشیم، این مهم نشان‌دهنده سطح آگاهی، دانایی و تعادل ماست.
به مناسبت هفته ایجنت، اسیستانت و مرزبان مصاحبه صمیمانه‌ای داشتیم با مرزبان محترم شعبه کاسپین، مسافر فرامرز



لطفاً به‌رسم کنگره خودتان را معرفی کنید؟

سلام دوستان فرامرز هستم یک مسافر، آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک مدت 10 ماه و 1 روز سفر کردم به روش DST، داروی درمان شربت OT ورزش در کنگره فوتسال به کمک راهنمای محترم آقا تورج و هم‌اکنون 2 سال که آزاد و رها هستم.

دستور جلسه این هفته اسیستانت، ایجنت و مرزبانی است، خواهشا مقداری از اهمیت جایگاه مرزبانی برای ما توضیح دهید؟

در ابتدا این هفته را به‌تمامی مرزبانان کنگره 60 به‌خصوص مرزبانان شعبه کاسپین تبریک عرض می‌کنم، در مورد جایگاه مرزبانی جناب مهندس یک جمله می‌گویند مرزبانی یعنی پای‌برهنه روی آتش گداخته راه رفتن، انسان زمانی معنی و مفهوم این جمله را متوجه می‌شود که به جایگاه مرزبانی برسد، جایگاه‌های مختلفی در کنگره 60 وجود دارد اما جایگاه مرزبانی جایگاهی سرشار از عشق، محبت و آموزش است، زیرا شخص تازه‌واردی که وارد کنگره 60 می‌شود اولین برخورد او با مرزبان است و این برخورد تأثیر زیادی در ماندگاری شخص در کنگره 60 دارد، یک مسافر و یک ره‌جو به مرزبان به چشم یک الگو نگاه می‌کند، ما در ابتدا به هر جایگاهی که می‌رسیم باید خودمان آموزش بگیریم

جایگاه مرزبانی چه تأثیر در تزکیه و پالایش درونی شما داشته است؟

من اگر به‌عنوان یک سفر دومی می‌آمد کنگره به‌صورت عادی سر لژیون می‌نشستم و جایگاه‌های خدمتی را تجربه نمی‌کردم از تغییرات خودم آگاه نمی‌شدم، شاید خودم این احساس داشته باشم که خیلی تغییر کرده‌ام، اما برایم واضح نبود، اما باتجربه جایگاه مرزبانی یک سری از ناهنجاری‌های درونی که از سفر اول با من بود و برایم قابل‌شناسایی نبود را شناسایی کردم و حتی تأثیر زیادی در زندگی شخصی من داشت، من خیلی زیاد عصبانی می‌شدم حتی از بوق ماشین‌های خیابان هم عصبی می‌شدم، ازآنجایی که این جایگاه پر از عشق و محبت است و با دریافت آموزش‌های که از جایگاه مرزبانی گرفتم به‌خوبی تمامی حریم‌ها و حرمت‌ها را رعایت کردم و این باعث شد من این موضوع را در زندگی شخصی مورداستفاده قرار بدهم و بسیار عالی هم جواب بگیرم.

از دیدگاه شما عشق چیست و عاشق کیست؟

رسد آدمی به‌جایی            که به‌جز خدا کسی نبیند

ما باید به جایگاهی برسیم که هر چیزی که اطراف ما هست را مصداق خدا ببینیم، چون همه‌چیز آفریده قدرت مطلق است و من با نگاه کردن به آن خدا را ببینم این عشق ورزیدن واقعی است و من زمانی که عاشق واقعی بشوم کل هستی را مصداق خداوند می‌بینم و ره‌جو هم مصداق همین موضوع است و خداوند او را فرستاده تا ببیند من می‌توانم از پس این امر بربیاییم آیا من مرزبان شدم می‌توانم جوری صحبت کنم که او در کنگره ماندگار شود و سفر کند و به درمان برسد، جایگاه عشق در کنگره 60 زمانی بیشتر برای من قابل‌لمس است که افراد تازه‌وارد را می‌بینم که در جلسه تازه واردین حضور دارند و جلسات بعدی آن‌ها را مشاهده می‌کنم و شاهد روند درمان آن‌ها هستم  که از تاریکی‌ها به سمت نور حرکت می‌کنند.

ما به‌تازگی سال جدید تحصیلی را در کنگره 60 آغاز کردیم برداشت شما از وادی اول چیست؟

زمانی که افراد وارد کنگره 60 می‌شوند یک هدف‌دارند و آن هدف جدایی از مواد مخدر است و هیچ‌کس از روز اول نمی‌خواهد ایجنت، مرزبان، کمک راهنما، یا خدمت‌گزار باشد، ولی با شروع سفر ما برای خودمان هدف‌های تازه‌ای در نظر گرفتیم و جرقه این اهداف با تفکر درست در ما زده شد، خیلی از افراد با پایان سفر از کنگره دور شدند، این موضوع با تفکر و فرمان‌برداری به وجود می‌آید و علتش درک درست آموزش‌های کنگره 60 می‌باشد، در وادی یازده می‌خوانیم زمانی انسان به اقیانوس می‌رسد که وسط رودخانه حرکت کند، این آموزش است که انسان را به تفکر وا‌می‌دارد، ما زمانی تفکر درست داریم که آموزش درست دریافت کنیم، هرچقدر در خانه بنشینیم و فکر کنیم چگونه می‌شود مواد را درمان کرد، این تفکر به نتیجه درست ختم نمی‌شود چون آموزش صحیح پشت آن نبوده است. ما یک بحثی داریم که انسان چرا قدم به هستی گذاشته؟ به خاطر این‌که چند صباحی زندگی کنیم و بعد برویم، انسان قدم به هستی گذاشته تا آموزش بگیرید و خدمت کند و به هم نوعان خودش کمک کند، مهم‌ترین نکته این است که در کنار تفکر آموزش درست باشد، ما اگر آموزش درست دریافت کنیم جهان‌بینی‌مان هم‌تغییر می‌کند.

آیا بعد از رسیدن به جایگاه مرزبانی کبر به سراغ شما آمده که احساس کنید تصمیمات شما درست است؟

ما اگر به هر جایگاهی که می‌رسیم هدفمان کامل کردن خودمان باشد در آن جایگاه موفق هستیم،

اگر این تفکر را داشته باشم که تصمیمات من درست است این نشانه این است که من منیت دارم و هنوز درمان‌نشده‌ام و فقط از مواد جداشده‌ام، من اگر آموزش صحیح گرفته باشم روی هر موضوعی در ابتدا فکر می‌کنم و فوری به زبان نمی‌آورم و انجام نمی‌دهم، من برای حکم رانی در جایگاه مرزبانی نخواستم به این جایگاه برسم من برای آموزش این جایگاه را انتخاب کردم

انگیزه شما از این‌که جایگاه حساس و دشوار مرزبانی را برای خدمت انتخاب کردید چیست؟

افراد زیادی در کنگره 60 برای به رهایی رسیدن من تلاش کردند تا من امروز بتوانم به درمان برسم و جایگاه‌های خدمتی را تجربه کنم، من هم باید زکات رهایی خودم را از طریق خدمت کردن به دیگران پرداخت کنم و این عمل در ابتدا باعث دریافت انرژی در خود من می‌شود و فردی که به رهایی می‌رسد مثل شخصی است که تازه از چاه تاریک خارج‌شده است و از اطراف خودش خبری ندارد و خدمت در کنگره 60 باعث می‌شود شخص رهایی خودش را تثبیت کند با محیط اطراف و قوانین زندگی آشنا بشود، هدف من خدمت کردن بود و این موضوع برایم بسیار اهمیت دارد، اگر در جایگاهی نتوانم خدمت کنم هیچ‌وقت وارد آن موضوع نمی‌شوم.

آیا قدرتی که در جایگاه مرزبانی وجود دارد احتمال آسیب رساندن به دیگران را دارد‌ چگونه می‌توان در مسیر درست از این قدرت استفاده کرد؟

  استاد امین در سی دی گره مسئولیت و گره قدرت این موضوع را به زیبایی شکافته‌اند و کسی که این سی‌دی‌ها را گوش کرده باشد هیچ‌گاه بی‌مقدمه، بی‌تفکر وارد هیچ مسئولیتی نمی‌شود، مسئولیت قدرت می‌آورد، زمانی که من مرزبان شده‌ام در حیطه قوانین و چهارچوب کنگره 60 به من قدرتی هم داده‌شده است، ولی اگر از این قدرت درست استفاده نکنم، دقیقاً مثل تفنگی است در دست من، هرچقدر مسئولیت بزرگ‌تر باشد قدرت بیشترمی شود و بازتاب منفی آن بیشتر می‌شود یک نفر اگر با چوب نتواند کار کند این چوب نهایتاً سرش را می‌شکند، ولی با تفنگ نتوانی کارکنی کشنده است، ره‌جوی سفر اول که هنوز با کنگره 60 کامل آشنا نشده مقداری شربت او جابه‌جا می‌شود ولی من مرزبان اگر مسئولیت و جایگاه خودم را نتوانم درک کنم به‌کل کنگره 60 ضربه می‌زنم، اما اگر من چهارچوب را بشناسم و در حیطه این چهارچوب حرکت کنم و مسئولیت خودم را به اجرا کنم باعث ایجاد انرژی مثبت و پیشرفت برای خودم و دیگران می‌شود

زیباترین خاطره‌ای که در دوره مرزبانی برای شما اتفاق افتاده چیست؟

این خاطره همیشه برای من ماندگار است، یک روز وارد کنگره شدم و به شخصی برخوردم که بسیار عصبانی و ناامید از زندگی بود و زمانی که علت حال خرابش را پرسیدم از مشکلاتش گفت و از ناامیدی تصمیم قاطع برای خودکشی داشت و آن لحظه گفتم اگر اقدامی نکنم او خودکشی می‌کند و من باید در پیشگاه خدا هم جواب‌گو باشم، با او به سمت محیط بیرون از شعبه رفتیم و او سیگاری روشن کرد و کشید بعدازآن به یک لیوان چای دادم و زمانی که آرام شد با او صحبت کردم و توانستم او را قانع کنم و این شخص به لطف خدا و آموزش‌های کنگره 60 چند ماه است سفر می‌کند و در حال درمان است و من هرلحظه که روند درمان او را می‌بینم انرژی و انگیزه زیادی برای خدمت می‌گیرم.


تنظیم کننده:مسافروهاب ل یکم

عکاس:مسافرجواد

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
اشکان لژیون۸ پنجشنبه 18 مهر 1398 00:32
تبریک میگم آقا فرامرز ۰ خسته نباشید
مرسی ک هستید
مسافر مهدی لژیون سوم چهارشنبه 17 مهر 1398 15:20
آقا فرامز این هفته زیبارو به شما تبریک عرض می کنم
مشاور جلسه اول من هم شما بودید و از همان روز علاقه زیادی به شما پیدا کردم و همیشه ازتون آموزش گرفتم
خداقوت آقا وهاب مصاحبه زیبایی بود
محسن رهجوی حمیدآقا چهارشنبه 17 مهر 1398 14:01
مرسی و خداقوت به همه مرزبانان عزیز و ایجنت و اسیستانت محترم بابت زحمات و عشق بی قیدو شرطتون خداقوت به آقا فرامرز عزیز پایدار باشی.و خداقوت به آقا وهاب گل
علی اکبر_لژیون یکم_دهخدا چهارشنبه 17 مهر 1398 01:18
ممنون از بچه های سایت..
مصاحبه ی زیبایی بود.
علی_لژیون پنجم(حمید آقا)_دهخدا چهارشنبه 17 مهر 1398 01:17
خدا قوت به همه ی خدمتگذاران به خصوص مرزبانان محترم
ممنون از آقا وهاب بابت سوال های خوبی که مطرح کردند
مصاحبه ی بسیار زیبا و دلنشینی بود..
رضا سلطان لژیون یکم سه شنبه 16 مهر 1398 21:56
عالی و تبریک و همه دوست داشتنی هستید
سه شنبه 16 مهر 1398 21:16
با سلام وخسته نباشید خدمت آقاجواد وآقا وهاب وتمامی بچه های سایت و همه عزیزان که پیام گذاشته واظهار لطف نمودند
رسول لژیون یکم سه شنبه 16 مهر 1398 15:45
آقا فرامرز خدا قوت مصاحبه دلنشینی بود لذت بردیم این هفته به شما و تمام بچه های کنگره 60 تبریک میگم
وهاب ل.یکم،کاسپین(قزوین) سه شنبه 16 مهر 1398 14:22
این هفته زیبا را خدمت تمامی ایجنتهای محترم، اسیسانتهای محترم و مرزبانان گرامی تبریک عرض میکنم، آقا فرامرز واقعا از شما چیزی بجز محبت و عشق ندیدم امیدوارم همیشه موفق باشید
هم سفر حمیده لژیون 11 سه شنبه 16 مهر 1398 14:03
تبریک خدمت مرزبانان گرامی. مصاحبه خوب و آموزنده ای بود. سپاس از گروه سایت
محسن لژیون پنجم شعبه کاسپین سه شنبه 16 مهر 1398 12:32
آقا فرامرز این روز را به شما تبریک عرض میکنم شما برای من همیشه یک الگو صالح بوده اید ممنون که هستید
مسافرمصطفی لژیون دوم سه شنبه 16 مهر 1398 11:55
آقافرامرز عزیز ضمن تبریک به شما و گروه مرزبانی,بنده همیشه از شما آموزش گرفتم و به آشنایی با شما افتخار میکنم
محمد رهجوی آقا رضا سه شنبه 16 مهر 1398 10:12
آقا فرامرز عزیز خدا قوت مصاحبه آموزنده ای بود و واقعا همونطور که زیبا عنوان کردید برای تثبیت رهایی خودمان باید خدمت کرد و این عشق و بخشش کاملا در شما محسوسه
مرسی وهاب جان بابت تهیه مصاحبه قشنگت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: